تبليغاتX
همه ی نگفته ها
خاطرات و نانوشته ها و . . .
 بهترين دوست من
امروز مي خوام بهترين دوستم رو به شما معرفي كنم

بله اون كسي نيست جز :

 

.

 آقاي جمال الدين آزاد

بزرگ مرد آذربايجان

يكي از نوادگان شيخ محمد خياباني

او يكي از بهترين و شايد تنهاترين دوست من است

آرزو مي كنم در اين سال جديد موفق و پيروز باشد

 

آل گه تي نينال

سال گلديم سيفي

 

آقاي آزاد نمي خواي بگي

|+| نوشته شده توسط علیرضائی در چهارشنبه 1389/01/11  |
 بعد از مدتی نبودن
سلام

سلام به همه ی کسانی که مرا دوست دارند و همیشه به یاد من هستند

آری من هم آنها را دوست دارم .

و

و

 و

آرزوی من رسیدن همه ی آنها به خوشبختی واقعی است .

 

|+| نوشته شده توسط علیرضائی در شنبه 1387/06/02  |
 این مطلب رو یکی از دوستان خواسته بود براشون بزارم شما هم امتحان کنید
حتماٌ به نتیجه می رسید
 
 

السلام عليك يا صاحب الزمان (عج)

چهار شنبه اول 141 بار يا صاحب الزمان ادركني

چهار شنبه دوم 141 بسته نخود و كشمش تقسيم شود

چهار شنبه سوم حاجت اجابت گردد

السلام عليك يا صاحب الزمان (عج)

چهار شنبه اول 141 بار يا صاحب الزمان ادركني

چهار شنبه دوم 141 بسته نخود و كشمش تقسيم شود

چهار شنبه سوم حاجت اجابت گردد

السلام عليك يا صاحب الزمان (عج)

چهار شنبه اول 141 بار يا صاحب الزمان ادركني

چهار شنبه دوم 141 بسته نخود و كشمش تقسيم شود

چهار شنبه سوم حاجت اجابت گردد

 

 

توکل به خدا

|+| نوشته شده توسط علیرضائی در پنجشنبه 1386/01/16  |
 خدای یکتا
یک نفر تا معبود

یک اذان تا رسیدن 

یک قرآن تا رسیدن و پیوستن




ما همه و همه در پی آنیم که بتوانیم باور کنیم که هستیم و باور کنیم که وجود داریم و نفس می کشیم .

پس بیائید همه ی کینه ها و همه ی گذشته های پوچ را دور بریزیم و دل به او بدهیم و از پله های عشق به او بالا برویم و فقط و فقط از او طلب کمک نمائیم زیرا فقط اوست که می تواند به ما کمک کند همانطور که همیشه با نگاه گرم خود به تماشا نشسته و تمام رفتار ما را زیر نظر دارد.

عاشقش شویم و بنده ی مخلص او باشیم.

به امید روزهای بهتر

|+| نوشته شده توسط علیرضائی در سه شنبه 1386/01/14  |
 تا کجا باید صبر کرد
http://www.avayeazad.com/wallpapers/main/4.jpg
|+| نوشته شده توسط علیرضائی در یکشنبه 1386/01/12  |
 حرفهایی از فرخ زاد و مهرجوئی و بیضائی
http://www.avayeazad.com/swfclips/foroogh1.htm  فروغ فرخ زاد

http://www.avayeazad.com/swfclips/foroogh2.htm  داریوش مهرجوئی

http://www.avayeazad.com/swfclips/foroogh3.htm  بهرام بیضائی

|+| نوشته شده توسط علیرضائی در یکشنبه 1386/01/12  |
 زندگینامه فروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد در سال 1313 در تهران چشم به جهان گشود پس از گذراندن دوره های آموزشی دبستانی و دبیرستانی برای آموزش نقاشی به هنرستان نقاشی رفت در 16 سالگی با پرویز شاپور ازدواج کرد و به اهواز رفت و در آنجا اقامت کرد
اما پس از یکی دو سال از هم جدا شدند
در سال 1337 در سن 22 سالگی به کارهای سینمایی روی آورد و در شرکت گلستان فیلم به کار پرداخت
در سال 1338 برای بررسی و مطالعه ساخت فیلم به انگلستان رفت در طی فعالیت سینمایی خود چندین فیلم ساخت و در یک فیلم و نمایش بازی کرد در این زمینه فیلم خانه سیاه است که در باره جذامیان جذامخانه ای اطراف تبریز می پرداخت برنده بهترین فیلم مستند در سال 1342 شد در سال 1345 برای شرکت در دومین فستیوال پژارو به ایتالیا سفر کرد
فروغ سر انجام در سال 1345 در سن 33 سالگی در اوج شکفتگی استعداد شاعرانه اش به هنگام رانندگی بر اثر یک تصادف جان سپرد وی را در گورستان ظهیرالدوله تهران به خک سپردند
از او پسری به نام کامیار شاپور به یادگار مانده است
|+| نوشته شده توسط علیرضائی در یکشنبه 1386/01/12  |
 زندگینامه سهراب سپهری
سهراب سپهري  - شاعران و نويسندگان ايران - آواي آزاد -  عاشقان را خبر كنيددر 15 مهر ماه 1307 در کاشان چشم به جهان گشود
تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر به پایان رساند و وارد دانشکده هنرهای زیبا تهران شد
و در سال 1332 در رشته نقاشی با احراز رتبه اول و دریافت نشان درجه علمی لیسانس گرفت
در سال 1336 از راه زمینی به پاریس و لندن سفر کرد در سال 1337 در اولین بی ینال تهران و کمی بعد در بی ینال ونیز و در سال 1339 در بی ینال دوم تهران شرکت جست و جایزه اول هنرهای زیبا را دریافت داشت
در دی ماه سال 1358 برای درمان بیماری سرطان خون به انگلستان رفت و در اسفند ماه همین سال در ایران بازگشت و در تاریخ اول اردیبهشت 1359 در بیمارستان پارس تهران چشم از جهان فرو بست
وی را در روستای مشهد اردهال کاشان به خک سپردند
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علیرضائی در یکشنبه 1386/01/12  |
 زندگینامه احمد شاملو
احمد شاملو - ا. بامداد  - شاعران و نويسندگان ايران - آواي آزاد -  عاشقان را خبر كنيداحمد شاملو در سال 1304 درتهران چشم به جهان گشود دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی او بسیار نا مرتب و در شهرهای گوناگون بوده زیرا پدرش افسر ارتش بود و به همین جهت خانواده اش همواره در شهرهای مختلف بودند سرانجام دوره دبیرستان را در تهران به پایان رساند
در سال 1323 برای همیشه دست از تحصیل شست و ضمن ادامه مبارزه سیاسی تمام مدت به نوشتن و سرودن پرداخت زندگی احمد شاملو در کار روزنامه نویسی و اداره مجلات ادبی گذشته و تا کنون شغل دولتی نداشت
اداره مجله هفتگی آشنا کتاب هفته و هفته نامه خوشه با بود
|+| نوشته شده توسط علیرضائی در یکشنبه 1386/01/12  |
 که زندان مرا باور مباد
که زندان مرا بارو مباد
جز پوستی که بر استخوانم.

باروئی آری،
اما
گرد بر گرد جهان
نه فرا گرد تنهائی جانم.

آه
آرزو! آرزو!
***
پیازینه پوستوار حصاری
که با خلوت خویش چون به خالی بنشینیم
هفت دربازه فراز اید
بر نیاز و تعلق جان.

فرو بسته باد و
فرو بسته تر،
و با هر در بازه
هفت قفل ِ آهنجوش ِگران!

آه
آرزو!آرزو

|+| نوشته شده توسط علیرضائی در یکشنبه 1386/01/12  |
 
 
بالا